مسجد دانشگاه

تقریبا یک ساعت از اذان ظهر گذشته بود.. سرما خورده بودم خیلی بی حال... از صبحم سر کلاس...

باخودم گفتم نمازو میرم خونه میخونم... از خیابونای دانشگاه همینطوری سرم پایین بود رد می شدم.. سرمو بلند کردم... چشمم به جمعیتی  از دانشجو ها خورد که همینجوری وایساده بودن و همه تیپ آدمی بینشون بود و (البته بیشتر مذهبی)... کنجکاو شدم جلو رفتم... که تابلوی مسجد... جلوی چشمم ظاهر شد... و برای اولین بار با مسجد دانشگاه رو به رو شدم... جلوتر که رفتم فهمیدم جمعیت جلوی مزار شهدای گمنام ... تازه فهمیدم که دانشگامون 5 تا شهید گمنامم داره... کنار شهدا که رفتم کلی انرژی گرفتم و نمازمم همونجا تو مسجد دانشگاه خوندم...(انقدر انرژی گرفته بودم که کلی هم دور و بر مسجد دانشگاه گشتم و چیزا و جاهای جدید پیدا کردم...)

خدایا شکرت ... شهدا دعوتم کردن مسجد دانشگاه...

مسجد دانشگاه تهران

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست

توبه

تقاص غفلت هر روزه را بگیر از ما
چه کرده‎ایم که دیگر شدی تو سیر از ما

عجب حکایت تلخی میان ما جاری‎ست
قبولِ زود ز تو، توبه‎های دیر از ما

جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست
و ساخت، دوری تو آدمی حقیر از ما

علاج سرکشی ما فقط نوازش توست
بیا بساز گدایان سر به زیر از ما

به هر گناه شما را غریب‎تر کردیم
به خیمه‎های تو رسیده هزار تیر از ما

دل شکسته‎ی بخشنده و صبور از تو
دل سیاه همیشه بهانه‎گیر از ما

چنان به فقر معارف همه دچار شدیم
که درس فقر گرفته هر فقیر از ما

برات کرب‎وبلا را بده که در صحنش
تفقدی بکند حضرت مجیر از ما

به یُمن مردم دِه جسم شاه تدفین شد
گرفته تاب و توان روضه‎ی حصیر از ما

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

بسم الله الرحمن الرحیم


بسم الله

حاج آقا میر هاشم

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
مطیع گرافیک
اینوخوندی؟