۷ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

شهادت خوب است اما تقوا بهتر...

همه افتخارم اینه که یه روزی باهاش تو یه مدرسه بودم... تو مسجد محلمون نماز می خونده... همین نزدیکی همین دور و بر... اما من کجا و او کجا... من الان پای لب تاب نشستم... او الان کنار کی نشسته؟... لا یدرک و لا یوصف...
امیدوارم به پاس همین قدر آشنایی... مارم با خودش ببره... امیدوارم یکم از اون تقوایی که مد نظرشه تو دلم ظاهر شه...
شهادت خوب است اما تقوا بهتر... حداقل من خوب می فهمم منظورشو... منی که همش دلم میخواد شهید شم ولی دریغ از یکم تقوا... دریغ از یکم اخلاص... دریغ از حتی یک عمل که فقط فقط برای خدا انجام داده باشم... احساس می کنم اصلا منظورش با منه:  آقاجون.... شهادت خوبه ولی تقوا بهتر... شما تقوا داشته باش شهادت خودش میاد... نمیشه بشینی و دست رو دست بذاری و بگی شهادت شهادت...
ان شالله... یا لیتنا کنا معک یا حسین...
.
پ.ن: اوصیکم به خواندن وصیت نامه روح الله قربانی... هم محلی و هم مدرسه ای ما... و بسیار جلو تر از ما...

شهید روح الله قربانی
۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

Down with USA | مرگ بر آمریکا 2015

اینم یه بادبادک مرگ بر آمریکا به مناسبت 13 آبان که خواهرم ببره مدرسه...

(کلاژ مقوای قهوه ای و قرمز با سایه مشکی ماژیک )

مرگ بر آمریکا

Down with USA

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

یک جلسه اخلاق خوب... در یک مکان خوب...

حاج آقا میر هاشم

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

دلا بسوز که سوز تو کار ها بکند

نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند


عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

 

ز مُلک تا ملکوتش حجاب بر دارند

هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

 

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

 

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدّعی خدا بکند

 

ز بخت خفته ملولم، بود که بیداری

به وقت فاتحه ی صبح یک دعا بکند

 

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بکند

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

مسجد دانشگاه

تقریبا یک ساعت از اذان ظهر گذشته بود.. سرما خورده بودم خیلی بی حال... از صبحم سر کلاس...

باخودم گفتم نمازو میرم خونه میخونم... از خیابونای دانشگاه همینطوری سرم پایین بود رد می شدم.. سرمو بلند کردم... چشمم به جمعیتی  از دانشجو ها خورد که همینجوری وایساده بودن و همه تیپ آدمی بینشون بود و (البته بیشتر مذهبی)... کنجکاو شدم جلو رفتم... که تابلوی مسجد... جلوی چشمم ظاهر شد... و برای اولین بار با مسجد دانشگاه رو به رو شدم... جلوتر که رفتم فهمیدم جمعیت جلوی مزار شهدای گمنام ... تازه فهمیدم که دانشگامون 5 تا شهید گمنامم داره... کنار شهدا که رفتم کلی انرژی گرفتم و نمازمم همونجا تو مسجد دانشگاه خوندم...(انقدر انرژی گرفته بودم که کلی هم دور و بر مسجد دانشگاه گشتم و چیزا و جاهای جدید پیدا کردم...)

خدایا شکرت ... شهدا دعوتم کردن مسجد دانشگاه...

مسجد دانشگاه تهران

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست

توبه

تقاص غفلت هر روزه را بگیر از ما
چه کرده‎ایم که دیگر شدی تو سیر از ما

عجب حکایت تلخی میان ما جاری‎ست
قبولِ زود ز تو، توبه‎های دیر از ما

جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست
و ساخت، دوری تو آدمی حقیر از ما

علاج سرکشی ما فقط نوازش توست
بیا بساز گدایان سر به زیر از ما

به هر گناه شما را غریب‎تر کردیم
به خیمه‎های تو رسیده هزار تیر از ما

دل شکسته‎ی بخشنده و صبور از تو
دل سیاه همیشه بهانه‎گیر از ما

چنان به فقر معارف همه دچار شدیم
که درس فقر گرفته هر فقیر از ما

برات کرب‎وبلا را بده که در صحنش
تفقدی بکند حضرت مجیر از ما

به یُمن مردم دِه جسم شاه تدفین شد
گرفته تاب و توان روضه‎ی حصیر از ما

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

بسم الله الرحمن الرحیم


بسم الله

حاج آقا میر هاشم

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
مطیع گرافیک